جوک امتحانات سری 2

این وبلاگ مختص جوک اس ام اس می باشد

جوک امتحانات سری 2

۸۳۴ بازديد
اول صب که میشینم پا درس فقط رشته پزشکی تو فکرمه سر ظهر با خودم میگم میکروبیولوژیم بد نیس اسمش دهن پر کنه ولی دیگه بعد از ظهر که میشه پیش خودم فک میکنم جامعه به کارگرم نیاز داره خدایی گشاد بازی سر درس با خرمالو هم حل نمیشه




اول صب که میشینم پا درس فقط رشته پزشکی تو فکرمه سر ظهر با خودم میگم میکروبیولوژیم بد نیس اسمش دهن پر کنه ولی دیگه بعد از ظهر که میشه پیش خودم فک میکنم جامعه به کارگرم نیاز داره خدایی گشاد بازی سر درس با خرمالو هم حل نمیشه
.
.
.
استاد از دانشجو می پرسید= آیا میتوانی بگویی اگر مریض احتیاج به عرق کردن داشته باشد به او چه دستوری میدهی؟
دانشجو به فکر فرورفت و چون جواب را نمی دانست و خودش عرق کرده بود بالاخره گفت = اورا میفرستم خدمت شما امتحان شفاهی بدهد!!!
.
.
.
ولی به نظر من اون امتحانی که بیشترین استرس رو داریم، بهترین خاطره ی زندگیمون می شه:))


(جد و آباد استاد را به فحش کشانده و کتاب را به طرف خیابان پرت می کند:||||)
.
.
.
یکی از لذتبخشترین لحظات تو مدرسه، وقتییه که شر کلاس ریاضیو فیزیکو شیمی، بر میگردی به دوستت میگی : چیزی میفهمی؟ اونم بگه : نه.
ولی مبادا اون بگه: آره، یه چیزایی میفهمم.
یه بار این کارو با یکی کردم خیلی حال داد.
ولی نامرد همون فرداش قصاص کرد.
هیچی دیگه بد سوختم...
.
.
.
اینهمه پول کلاس کنکور میدین که چی؟ پروفسور سمیعی هم بشید اخر باید تو تلگرام تبلیغ بزنی پول در بیاری
.
.
.
میان ترم حذفی ...
غم انگیز ترین داستان کوتاه دنیا
.
.
.
+عشقمممممم
-جون 
+ از حالا به بعد همه ی تعطیلات آخر هفته برای تو میشه :

# میانترم _بیوشیمی ;(
.
.
.
دوستان یه سوالی داشتم

کسی میدونه سنگ غبر(قبر) الان چنده؟

اخه از ماه دوم دبیران گرامی امتحاناتو شروع کردن

خانواده هم بد پیگیری میکنن

حال یه وقت لازم میشه 

از قبل اماده باشیم خوبه به نظرم
.
.
.
این شعر شهریار باید ذکر شب امتحان بشه! قشنگ معلومه که شب امتحان معادلات دیفرانسیل سروده شده:

این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه؟!
.
.
.
یعنی حتی اگر خودت کتابو تألیف کرده باشی و اگر حتی هزار بارم میخوندی 
بازم موقع امتحانات برای یه ضرب ساده ماشین حساب میخوای و اخرم موقعی که یاذت میاد استاد برگتو میگیره

همه ی همدردان با هم اجماً صلوات!!
.
.
.
ادامه پست قبلی:چون با یکیشون خاطره دارم بمن نگو با درس بیرحمی من زخم دارم تو نمیفهمی غریبه ام با این امتهانا من از تمام این سوالا بیزارم از هرچی پرسشه میترسم از هرچی معلمه من طلب کارم همین که مغز تو پر از درد شد در برگه من خاطره ای رد شد از وقتی درسو دیدم ترسیدم از وقتی درسو دیدم بد شد این مدرسه بد کرده بامغزمکم بوده از این نمره ها سهمم
.
.
.
جواب کنکور داداشم که اومده بود نتونستیم یه دفعه به بابام بگیم, 


اول زنگ زدیم گفتیم رتبه ش تصادف کرده ولی حالش خوبه.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.